جمعیت و توسعه اقتصادی و اجتماعی

جغرافیای انسانی درج نظر

 

باآنکه نزدیک به نیم قرن ازآغاز مطالعات گوناگون در نهادهای مختلف بین المللی از جمله سازمان ملل متحد ونیز دانشگاههای جهان در مورد تأثیر عامل جمعیت برتوسعه اقتصادی واجتماعی می گذارد بایدگفت که متأسفانه یافته ها ودانسته ها دراین باره بسیار اندک ونارساست به طورکلی شمار معدودی از تحلیلهایی که درزمینه های مهم وکلیدی ابعاد اقتصادی واجتماعی جمعیت صورت گرفته موفقیت آمیز بوده است. البته یکی از موانع عمده تشخیص همبستگی جمعیت وتوسعه درک ناقص ونارسا از فرایند توسعه است علت دوم این است که تحلیلهای جمعیت شناختی (دموگرافیک) بیشتر با معیارهای زمانی بلندمدت توسعه همراه بوده اند.

بدین ترتیب می توان به این نکته مهم اشاره کرد که در سیایت گذاری وبرنامه ریزیهای توسعه نمی توان به تحولات وتأثیرات متقابل جمعیت وتوسعه اقتصادی-اجتماعی جامعه بی اعتنا بود همبستگی بین توسعه وجمعیت به معنی رابطه متقابلی است که بین متغیرهای مختلف آنها وجود دارد به این معنی که جمعیت تأثیر تعیین کننده ای در متغیرهای گوناگون توسعه دارد وبالعکس خودنیزازمتغیرهای توسعه تأثیرمی پذیرد.درحال حاضردربیشتربرنامه ریزیها وسیاست گذاریهای

اقتصادی واجتماعی ساخت سنی وجنسی توزیع فضایی جمعیت ترکیب جنسی امید به زندگی برای تعیین وتحقق نیازهای اولیه انسانی وجامعه مانند بهداشت تغذیه آموزش مسکن اشتغال واوقات فراغت مدنظرقرارمی گیرددرچنین مواردی ازپیش بینیهای جمعیتی تنها درجهت نازمندیهای برنامه ریزی توسعه استفاده می شود اما ابعاد وجنبه های دیگری از همبستگی بین جمعیت وتوسعه وجود دارد چون اجزای مربوط به تغییرات جمعیتی وساخت آن با مراحل توسعه تام وهمه جانبه ای دارد ودر سطح خرد وکلان اجزای برنامه ریزی وسیاست گذاری توسعه از طریق عوامل جمعیتی نظیر باروری مرگ ومیر ومهاجرت دچارتغییر می شود.بنابراین می توان ازعوامل توسعه به عنوان متغیرهایی که برجمعیت وابعاد مختلف آن تأثیر می گذارنداستفاده کرد البته باید توجه داشت که بررسی وتحلیل پدیده های جمعیتی ورابطه متقابل آنها باعوامل اقتصادی واجتماعی تنها با یک دید جامع وسیستمی ثمربخش خواهد بود.

یکی از بزرگترین چالشها ودل مشغولیهایی که جوامع انسانی درسالهای آینده باآن روبرو خواهد بود تلاش برای کاستن از رشد سریع وفزاینده جمعیت است که طی۲۵۰  سال گذشته پدیدآمده است. درسال ۱۷۵۰ میلادی درشروع انقلاب صنعتی جمعیت کره زمین فقط ۷۵۰میلیون نفربود که ازآن زمان به بعد هشت برابر شده است وهر سال تقریباً ۹۰ میلیون نفر افزایش می یابد.درحالی که در طول ده هزارسال بین پایان عصرشکاروگردآوری خوراک وشروع انقلاب صنعتی حدود ۱۴۰۰ تا ۳۰۰۰ سال طول کشید تا جمعیت جهان دوبرابر شد.

بنابراین مسئله مربوط به دگرگونی درمیزان جمعیت اهمیت ویژه ای دارد زیرا نخست آنکه جمعیت جهان درحال حاضر ازمرز ۶ میلیارد نفرگذشته است وپیش بینی می شود که تاسال ۲۰۱۰ به ۷ میلیارد و۲۰۲۵ به ۲/۸ میلیارد نفربرسد. دوم آنکه جمعیت سالمند در کل جهان به ویژه درکشورهای توسعه یافته روبه فزونی است درحالی رشد کلی جمعیت سالانه حدود ۵/۱ درصد است جمعیت بالای ۶۵ سال با رشد سالانه ۷/۲ درصد روبه افزایش است بنابراین میان افزایش جمعیت درکشورهای صنعتی ونواحی فقیر نابرابری برقراراست میزان باروری درکشورهای صنعتی بسیار پایین است حال آنکه جمعیت مناطق فقیر روزبه روز جوان ترمی شود ازاین گذشته کوچک شدن جدی خانواردریک جا ورشد شتابناک آن درجای دیگر می تواند کیفیت نامتوازنی را درجمعیت ایجاد کند این وضع براداره کل جهان چگونه تأثیر خواهد گذاشت؟

اگرچه به نظرمی رسد میزان رشد جمعیت جهان درحال کاهش است اما دست کم تاسال ۲۰۲۰ به افزایش ادامه خواهد داد بنابراین سخن برسرآن نیست که میزان رشد جمعیت انسانها کاهش خواهد یافت یا نه چرا که این امر اجتناب ناپذیراست بلکه پرسش واقعی این است که کاهش مورد بحث چگونه رخ خواهد داد؟ آیا نیروهای خشن طبیعت مانند قحطی وآفتهای مهلک کنترل را به دست خواهند گرفت واین کاررا انجام خواهند داد یا آنکه انسانها آن قدرخردمندی وبصیرت خواهند داشت که تدابیر لازم را پیش ازآنکه طبیعت دست به کارشود اتخاذ کنند؟

یونیسف میزان مرگ ومیر کودکان کمترازپنج سال را به عنوان مهمترین شاخص وضعیت کودکان یک کشورانتخاب کرده است با مصون سازی کودکان درمقابل بیماریها تاسال ۱۹۹۰ میلادی ده درصد آنان درمقابل امراض کشنده دوران کودکی (سل،فلج اطفال،دیفتری،سرفه) مصونیت یافته اند. طبق نظر راس ودیگران تلاشهای فوق العاده ای عمدتاً تحت سرپرستی یونیسف وسازمان بهداشت جهانی برای مصون سازی درکشورهای درحال توسعه انجام یافته است با این حال ازآنجا که هرنوزادی به مجموعه ای ازمصون سازیها نیاز دارد ارتباط مکرردارد ارتباط مکرربا مسئول بهداشتی موردنیازاست وبه علت اینکه فراوانی وجود نوزادان همیشگی است برنامه ها باید دایمی باشد.

درمورد امکان بهبود امید به زندگی بحثهای مختلفی وجود دارد بعضی از متخصصان معتقدند به دلیل پیشرفت درتحقیقات زیست پزشکی و بهبود شیوههای درمان بیماریها وناتوانیهای کهنسالی برطول دوره زندگی به طور قابل توجهی افزوده شده است.یک دیدگاه سنتی تربراین نکته تأکید می کند که عوامل بیولوژیک این حد را تاسن۸۵ سالگی محدود می کند.کول پیش بینی کرده است که امید به زندگی درکل جهان از ۷۸ سال برای مردان و ۸۴ سال برای زنان تجاوز نخواهد کرد واین حدود نیزبا میزان مرگ ومیراطفال تنها درحدود ۳ درهزار مرتبط خواهد بود.

راهبردهای بهبود بهداشت بزرگسالان شامل کاهش تصادفات جاده ای،واکسیناسیون درزمینه  هپاتیت((ب))،درمان بهترسل وکاهش استفاده ازتوتون می باشد.

این درحالی است که انتظار می رود مرگ ومیرناشی از استعمال دخانیات درکشورهای توسعه یافته ودرحال توسعه به ویژه با توجه به افزایش تعداد زنان جوان مصرف کننده دخانیات درکشورهای توسعه یافته افزایش یابد. فیلیپس ودیگران اشاره کرده اند که ۳۸درصد مرگ ومیرها درکشورهای درحال توسعه مربوط به کودکان زیرپنج سال و۲۶ درصد مربوط به افراد ۱۵ تا ۵۹ ساله است.درحالی که دربسیاری ازکشورها جمعیت بزرگسال سریعترازجمعیت عمومی رو به افزایش است بنابراین اهمیت مرگ ومیربزرگسالان افزایش خواهد یافت درنتیجه تلاش برای سلامتی بزرگسالان سهم عمده ای ازمنابع مربوط به مراقبتهای بهداشتی را به خود اختصاص خواهد داد.

مسئله عمده ای که درحال حاضرامید به زندگی را تهدید می کند بیماری ایدزاست که هزینه وباربسیارسنگینی رابردوش خدمات بهداشتی وخانوادهها تحمیل می کند مرگ ومیر ناشی ازایدز درآفریقا به ویژه درگروه سنی ۲۰-۴۵ سال دربالاترین حد است به گونه ای که این بیماری نسلی از افراد یتیم را به وجود آورده وموجب کاهش قابلیت تولید اقتصادی شده است درکنار آفریقا گسترش سریع عفونتهای ناشی ازایدزدربعضی ازقسمت های آسیا بیانگرجهانی بودن مشکل است.

روشهای جدید جلوگیری ازبارداری دردهه۱۹۸۰توسعه یافته ودردهه۱۹۹۰به صورت گسترده ای دردسترس مصرف کنندگان قرارگرفته است. باوجوداین هزینه های این وسایل درکشورهای درحال توسعه بارسنگینی رابردوش کشورهای کمک کننده خواهد گذاشت.برآوردشده بود که برای خدمات تنظیم خانواده درکشورهای درحال توسعه درسال۲۰۰۰ میلادی بیش ازیازده میلیارد دلار لازم است وکمک کنندگان مجبورخواهند بود حدود پنج ونیم میلیارد دلاردرمقایسه با یک میلیارد دلاردرسال۱۹۹۰ میلادی بپردازند.

مشکلات مختلفی فراراه فعالیتهای تنظیم خانواده وجود دارد که به بخشی ازآن درگزارش سالانه فدراسیون بین المللی والدین برنامه ریزی شده اشاره شده است. موارد یاد شده درآفریقا شامل کمبود عرضه وسایل جلوگیری ازباروری ومناقشات سیاسی واقتصادی می شود. درلیبریا برای مثال فعالیتهای برنامه تنظیم خانواده به کلی متوقف شد وتنگاهای مالی برای انجمنهای تنظیم خانواده درآفریقا وآمریکای لاتین مشکل ایجاد کرد.

به علاوه همان گونه که کالدول ودیگران اشاره کرده اند برنامه های ملی تنظیم خانواده درآفریقا احتمالاً درصورتی موفقیت آمیزخواهد بود که خدمات خود را با شرایط فرهنگی آنجا هماهنگ سازد. علاوه براین ثبات سیاسی وحمایت قوی برای تضمین موفقیت آمیز برنامه های ملی تنظیم خانواده درآفریقا ضروری اند.

ازدهه ۱۹۹۰ برخلاف دهه۱۹۸۰ علاقه فزاینده ای به کیفیت برنامه های تنظیم خانواده در کشورهای درحال توسعه ایجاد شد. رویکردی به کیفیت که انتخاب آگاهانه روشها،حقوق مشتریان، آمیختگی روشها و دستیابی به کنترل موالید را دربرمی گیرد. اما باید گفت که دو جنبه ازکیفیت مراقبت باید مد نظرقرارگیرد:

۱) حتی درکشورهای توسعه یافته ای نظیراسترالیا ممکن است انتخاب روشهای جلوگیری از بارداری نسبتاً محدود باشد.

۲) امکان دارد دربعضی ازمناطق درحال توسعه نظیربخشهایی ازروستاهای آفریقا حتی خدمات بسیارابتدایی نیزنداشته باشد.بنابراین دراینجا ملاحظه کیفیت ممکن است غیرضروری باشد.

ازجمله مباحث حائزاهمیت دیگر موضوع سالمند شدن جمعیت در کشورهایی است که باروری و مرگ ومیر درآنها درحال کاهش یا پایین است. تبعات سالمند شدن جمعیت بسیارمهم وعبارتند از: افزایش بارمسئولیت(بارتکفل) بردوش جمعیت پشتیبان درحال کار وهزینه های بهداشتی نگهداری ومراقبت ازسالمندان.

یکی ازصاحب نظران نتایج اجتماعی کاهش تعداد جمعیت وسالمند شدن آنها را تا حد زیادی ناشی ازعوامل غیرجمعیتی نظیر دسترسی به خدمات بهداشتی، مسکن، حمل ونقل عمومی، و اوضاع و احوال محیطی می داند.

درقرون واعصارگذشته که معیشت جامعه به طورعمده براساس اقتصاد کشاورزی سنتی بود رابطه جمعیت وتوسعه رابطه ای ساده بود. درآن دوران دردوره شکوفایی معمولاًمیزان ازدواج اندکی افزایش ومرگ ومیر کاهش می یافت و درنتیجه این وضع جمعیت تا حدودی افزایش پیدا می کرد. برعکس دردوره رکود روند مذکورمعکوس شده، میزان رشد جمعیت کاهش می یافت. البته رونق ورکود دوران های گذشته ممکن بود متأثرازاوضاع واحوال اقلیمی ومحیطی ممکن بود زمینه سازدوره رونق ودرنتیجه رشد وافزایش جمعیت وچندین خشکسالی متناوب نیززمینه ساز دوره رکود و درنتیجه کاهش جمعیت باشد.درمرحله بعد ازانقلاب صنعتی با گسترش صنعت وشهرنشینی وپیچیده ترشدن ساختاراقتصادی واجتماعی جوامع، رابطه جمعیت و رشد اقتصادی نیزپیچیده ترازادوارگذشته شد. پیچیده ترازآنکه بتوان بیانی کلی وتعمیم روشنی درباب این رابطه ارائه کرد. اینکه رشد جمعیت محرک توسعه است یا مانع آن به میزان وشتاب رشد جمعیت ازیک سو اوضاع واحوال اقتصادی واجتماعی جامعه ازسوی دیگربستگی دارد.درهرصورت تا آنجا که رشد جمعیت مانعی برسرراه توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه ایجاد نکند می تواند مطلوب تلقی شود. مطالعاتی که درزمینه رابطه جمعیت و توسعه ازسوی پژوهشگران وصاحب نظران صورت گرفته مبین آن است که رشد جمعیت تا حدودی می تواند محرک توسعه باشد پس ازانقلاب صنعتی کشورهای صنعتی رشد سریع جمعیت راهم زمان با دستاوردهای عظیم اقتصادی واجتماعی تجربه کردند ومی توان ادعا کرد که رشد سریع جمعیت وتوسعه اقتصادی واجتماعی ملازم یکدیگربودند. اما به طورقطع این وضع درکشورهای درحال توسعه متفاوت ازکشورهای توسعه یافته خواهد بود.

درکشورهای صنعتی درطول قرن نوزدهم رشد جمعیت محرک توسعه شد. بدین معنی که همزمان با رشد نسبتاً سریع جمعیت توسعه اقتصادی واجتماعی نیزمسیرخود را پیمود.

 ولی باید توجه داشت:

۱) رشد جمعیت دراروپا درقرن نوزدهم به مراتب خفیف ترازرشد آن درکشورهای درحال توسعه درنیم قرن اخیربود.

۲) دراروپا دردهه های آخرقرن نوزدهم زادوولد نیزکاهش یافت ودراواخرقرن بیستم رشد جمعیت به ارقامی ناچیز رسید.

درحالی که بسیاری ازکشورهای درحال توسعه درنیم قرن آخرقرن بیستم بارشد شتابان جمعیت مواجه شدند. و به همین دلیل درمسیرارتقاء شاخصهای توسعه اقتصادی واجتماعی وتأمین نیازهای توسعه ای به مشکلات اساسی برخوردند.همین مشکلات زمینه را برای استقبال کشورهای درحال توسعه ازکنترل وتعدیل رشد جمعیت درقالب سیاستهای تحدید موالید وتنظیم خانواده درآستانه ورود به قرن بیست ویکم فراهم کرد.

بین رشد جمعیت ومنابع وامکانات به ویژه مواد غذایی، رابطه تنگاتنگی وجود داردواین مسئله را می توان ازدل نگرانیهای مالتوس ومتفکران وصاحب نظران اجتماعی واقتصادی قبل از او نیز متوجه شد. ولی تردیدی نیست اولین فردی که به گونه ای صریح ومستقیم فشارجمعیت برمنابع را عنوان کرد توماس رابرت مالتوس اقتصاددان وکشیش معروف انگلیسی بود. وی درسالهای پایانی قرن هجدهم با توجه به اوضاع واحوال سیاسی،اجتماعی واقتصادی انگلستان درسرآغازانقلاب صنعتی ومطالعاتی که درچند کشوردیگرانجام داد کتاب خود با عنوان رساله ای دراصول جمعیت را به رشته تحریر درآورد و درآن نظریات جمعیتی اش را مطرح ساخت. البته باید براین نکته تآکید شودکه نگرانی مالتوس درزمینه جمعیت ومنابع صرفاً به فشار ناشی از رشد فزاینده جمعیت برمنابع غذایی،به ویژه غلات اختصاص داشت به جنبه های دیگر موضوع نپرداخته بود. درحال حاضرعلاوه برغذا وغلات نیازهای دیگری نیزپدید آمده اند که درزمان مالتوس موضوعیت نداشته اند وهمین نیازها به رابطه جمعیت وتوسعه ابعاد پیچیده تری داده اند. نیازهای همچون بهداشت،آموزش وبهره گیری ازدستاوردهای فناوری درزمینه های چون مسکن، اشتغال مولد، مصرف انرژی وسایرجنبه های زیستی و رفاهی که دریک قالب کلی می توان عنوان نیازهای مرتبط با توسعه را به آنها داد. علاوه براین جنبه دیگری که درربع پایانی قرن بیستم به گونه فزاینده ای ذهن اندیشمندان و صاحب نظران درارتباط با توسعه پایداربه خود مشغول کرده مسائل مرتبط با محیط زیست است. براثراستفاده بی رویه و غیراصولی ازمنابع طبیعی درصنعت ونیز رشدشتابان جمعیت،محیط زیست درآستانه بحرانهای جدی قرارگرفته است.کمبود آب بویژه آب شیرین کمبود انرژی،کمبود انرژی،تخریب منابع طبیعی وجنگلها، فرسایش خاک،آلودگی هوا،آلودگی صوتی وبه طور کلی افزایش بارآلودگی ها بویژه درمناطق شهری وشهرهای بزرگ  و پرجمعیت ازجمله مسائلی است که بسیاری ازکشورهای دنیا با تمام یا بخشی از آنها دست به گریبانند.

یکی از جنبه های مهمی که درچهارچوب توسعه اقتصادی واجتماعی مورد بحث وبررسی قرار می گیرد رشد اقتصادی است. رشد اقتصادی برجنبه کمی و بویژه تغییرات حاصل درشاخصهایی چون تولید ناخالص ملی، وضعیت سرمایه گذاری و درآمد سرانه تأکید دارد. این گونه شاخصها درتوانایی هزینه کردن به منظور نیل به توسعه اقتصادی واجتماعی چه درسطح کلان وچه درسطح خرد نقش عمده ای دارند وتغییرات و نوسانهای آنها درارتباط با توسعه اقتصادی و اجتماعی ازاهمیت ویژه ای برخوردار است. میزان رشد جمعیت وهمچنین ساختار سنی آن بررشد اقتصادی تأثیرمی گذارد وبه خصوص دردرآمد سرانه وچگونگی تخصیص درآمدها واعتبارات درگروههای مختلف سنی نقش تعیین کننده ای ایفا می کند.

همان گونه که می دانیم عرضه نیروی انسانی تابعی از میزان رشد جمعیت و نیز ساختارسنی وجنسی جمعیت است. چنانچه سن شروع به کارپانزده سالگی درنظرگرفته شود کسانی که در پانزده سال آینده به تدریج وارد بازارکارمی شوند افرادی خواهند بود که درحال حاضردرصفر تا پانزده سالگی قراردارند. اگرجمعیت کشوریا منطقه ای درمدت بیست سال دوبرابرشود،درصورت ثابت ماندن میزان فعالیت درگروهای سنی وجنسی جمعیت فعال درآن کشوریا منطقه نیزدرمدت بیست سال دو برابرخواهد شد. به همین دلیل جنبه ها ومسائل مرتبط با نیروی انسانی و اشتغال با ویژگیهای جمعیتی ارتباط و همبستگی می یابد. البته میزان فعالیت درسنین مختلف وبین مردان و زنان متفاوت است وبسته به ویژگیهای اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی این تفاوتها ازجامعه ای به جامعه دیگرمتغیراست. بدین ترتیب علاوه برعوامل جمعیتی عوامل اقتصادی و اجتماعی هم بر عرضه وحجم نیروی انسانی وترکیب سنی وجنسی آن تأثیرمی گذارد.

موضوع قابل توجه دیگر تعمیم سواد آموزی باهدف آموزش تا سطح ابتدایی برای همه است که در سطح بین المللی وملی درنیم قرن اخیر به طور فزاینده ای مورد تأکید بوده وابعاد جدیدی به رابطه جمعیت و آموزش بخشیده است. دراین راستا تأثیرات متقابل جمعیت وآموزش موضوع کتب و مقالات متعددی قرارگرفته وگاه تأثیرجمعیت به عنوان متغیرمستقل برنیازها وهزینه های آموزش و یا تأثیرآموزش برویژگیهای جمعیتی،کنجکاوی پژوهشگران و صاحب نظران را برانگیخته است. درتعیین و تشدید نیازها وهزینه های آموزش سه عامل اثرعمده ای دارند:

۱) جنبه های مرتبط با جمعیت که دریک قالب کلی میزان رشد جمعیت و نیزساختاروترکیب سنی جمعیت را دربرمی گیرد.

۲)  ارتقاء پوشش ثبت نام

۳) ارتقاء وبهبود کیفیت آموزش

عوامل دسته اول و دوم کمیت وتعداد دانش آموزان را مشخص می کنند. عامل سوم به کیفیت و نحوه ارائه خدمات آموزشی و استفاده ازوسایل کمک آموزشی مربوط می شود.

هدف آموزش ابتدایی درست هنگامی مطرح شد که بخش عمده ای ازکشورهای یعنی کشورهای آسیایی،آفریقایی وآمریکای لاتین بارشد شتابان جمعیت مواجه شدند. چنین کشورهایی ازیک سو باید آثاررشد سریع جمعیت برافزایش تعداد دانش آموزان را دربرنامه های خود مد نظرقراردهند و ازسوی دیگر ارتقاء میزان ثبت نام و پوشش صد درصد درآموزش ابتدایی را محقق سازند.

ضمن آنکه بهبود کیفیت آموزش و ارتقاء استانداردهای آموزشی نیزدرشمار هدفهای آموزشی این کشورها قرارگیرد. درواقع کشورهای درحال توسعه درچند دهه اخیر درهرسه بعد یعنی جنبه های مرتبط با جمعیت(رشد سریع جمعیت وساختارسنی جوان) ارتقاء میزان ثبت نام وبهبود کیفیت آموزش ناگزیرلزسرمایه گذاریهای سنگینی بوده اند و بارنیازها وهزینه های آموزشی برای این کشورها بسیارطاقت فرسا بوده است.

اگرچه براساس مصوبه گردهمایی وزرای آموزش وپرورش کشورهای آسیایی درتوکیو درسال ۱۹۶۲ مقرر شده بود کلیه کشورهای آسیایی تا سال۱۹۸۰ میلادی پوشش تحصیلات ابتدایی خود را برای کودکان لازم التعلیم کشورشان به صد درصد برسانند؛اما علی رغم تلاشهای ارزشمند انجام گرفته تعداد زیادی ازآنها نتوانستند درآستانه سال۲۰۰۰ پوشش صد درصد تحصیلات ابتدایی راتحقق بخشند. عدم موفقیت این کشورها درنیم قرن اخیر بوده است.

وجه دیگر رابطه جمعیت ومحیط زیست است. همانگونه که می دانیم زمین برخلاف سیاره های دیگربا لایه نازکی به نام حیات پوشیده شده است. دراین لایه انسان با گیاهان،حیوانات و سایرموجودات زنده هم زیستی دارد. به دلیل کثرت جمعیت انسانی افزونی تعداد دامها و نیازبه تغذیه آنها مرغزارها وچراگاهها ازبین می روند؛تخریب مراتع،فرسایش خاک را تشدید می کند. ظرفیت تأمین غذا کاهش می یابد ودور تشدید شونده ای ازتنزل کیفیت محیط زیست وفقرانسان آغازمی شود. تخریب جنگلها سبب ازبین رفتن شیوه زیست بسیاری ازقبایل انهدام ذخیره انواع نباتات وحیوانات موجود درجنگلها و ازمیان رفتن نباتات مقاوم درمقابل آفات می شود. توسعه کشاورزی وصنعت برکمیت وکیفیت ذخایر آب زمین تأثیرمی گذارد و سرمایه گذاریهای سنگین دولتها را برای تأمین آب الزام آورمی کند. همه ساله مقدارزیادی ازآب رودخانه ها، جویها و سفرههای زیرزمینی صرف آبیاری محصولات کشاورزی می شود و با گذشت زمان به غرقاب شدن وشوری زمین ها، کاهش سفرههای زیرزمینی و          آلوده شدنشان کوچک شدن دریاچه ها ودریاهای بسته وویرانی زیستگاههای حیات وحش وآبزیان می انجامد. طرحهای عظیم برای تغییرمسیرطبیعی زمین علی رغم منافع کوتاه مدت ودلخوش کننده دردرازمدت سبب کاهش جریان آب ورودی به دریاها،غلظت نمک ونابودی حیات دریایی می شود. سرانجام اینکه کثرت جمعیت ازیک سو ومیل به بالا بردن استانداردهای زندگی ازسوی دیگر موجب آلودگی فزاینده جو زمین می شود.

مجموعه فعالیتهای اقتصادی مذکور به اثرگلخانه ای و گرم شدن کره زمین منجر شده و تمامی اکوسیستم زمین وشیوه زندگی جوامع غنی وفقیر را یه یک اندازه تحت تأثیر آثارزیانبارخود قرارداده است.

درحالی که پیش بینی می شود درپنجاه سال آینده جنگل زدایی اولین و مهم ترین علت ضایعات نوع بشرخواهد بود،درفاصله سالهای ۱۹۹۰و ۱۹۹۵ دنیا جنگلهایی به وسعت دو برابرخاک کشورایتالیا را ازدست داد. قطع اشجاربه تنهایی موجب رها شدن ۲۵درصد ازاکسید کربن دراتمسفرو پدید آمدن پدیده گلخانه ای است.

ازدیگرویژگیهای مهم جمعیت جهان گرایش مستمر آنان به سمت زندگی شهرنشینی است. نسبت جمعیت ساکن درشهرها،از۵/۲۰ درصد درسال۱۹۲۵ به۴۷ درصد درحال حاضررسیده وپیش بینی می شود که این رقم درسال۲۰۲۵ به ۲/۶۱ درصد برسد. این نسبت درنیم قرن اخیر درکشورهای درحال توسعه به مراتب بیش از      کشورهای توسعه یافته روبه افزایش نهاده ودرآینده نیزادامه خواهد داشت؛به طوری که میزان شهرنشینی دراین گروه ازکشورها درفاصله سالهای ۱۹۲۵-۲۰۲۵ به بیش از۶ برابریعنی از۳/۹درصد به ۷/۵۶ درصد خواهد رسید. درحالی که جمعیت ساکن درنقاط شهری کشورهای توسعه یافته درهمین مدت از۱/۴۰ درصد به ۸/۸۳ درصد افزایش یافته ونزدیک به۱/۲ برابرخواهد شد.

بدین ترتیب شهرراباید مجموعه ای بسیارتنیده وپیچیده دانست که نحوه مدیریت آن به کلی متفاوت ازجوامع روستایی یا محدوده های کوچک وکم جمعیت است.

ازجمله دیگرمسائل اجتماعی واقتصادی جمعیت غذا و تغذیه است. به گزارش سازمان خواروبارو کشاورزی ملل متحد ۷۸۰ میلیون نفرازمردم جهان درکشورهای درحال توسعه سوء تغذیه دارند. یک پنجم ازمردم دنیا حتی آن اندازه که ازکارهای سبک برآیند غذا نمی خورند. به علت پیشی گرفتن سرعت رشد جمعیت برشتاب افزایش غذا شمارمبتلایان به فقرغذایی درجهان روبه افزایش است. این درحالی است که برای تأمین غذای هرنفرکه به جمعیت افزوده می شود باید ۴/۰ هکتارزمین زیرکشت برود.

مورد دیگررابطه جمعیت وبهداشت است. شایان ذکراست که خدمات بهداشت فردی بیشترین همبستگی را با رشد جمعیت دارد. خدمات بهداشت فردی درواقع پرهزینه ترین نوع خدمات بهداشتی درهرجامعه است. معمولاً استانداردهای مربوط به خدمات وبهداشت فردی چه درزمینه نیروی انسانی پزشکی و چه درزمینه تسهیلات بهداشتی، درمانی براساس حجم جمعیت تعیین می شود. بنابراین با رشد جمعیت نیاز به این قبیل خدمات نیزافزایش یابد. البته وجوه دیگری ازبهداشت نیزمطرح است که به طورغیر مستقیم باجمعیت ارتباط می یابد.این جنبه دربرگیرنده مواردی نظیر فعالیتهای بهداشت محیط، خدمات مربوط به آموزش بهداشت و افزایش اطلاعات عمومی و آمارگیریها و نظارت بهداشتی است.

سیاست جمعیتی هرکشورازیک سلسله آرمانها،هدفهای کمی وکیفی و راهکارهای عملی برای تحقق آن اهداف درمحدوده زمانی خاصی تشکیل می شود.

بدیهی است سیاست جمعیتی باید به عنوان جزئی ازبرنامه کلی توسعه ملی هرکشوری وبا درنظرگرفتن آرمانهای فرهنگی،شرایط اجتماعی ومنابع ومحدودیتهای اقتصادی آن تدوین شود.

علاوه براهداف کل سیاستهای جمعیتی، اهداف جذئی زیرمدنظرقراردارد:

۱٫ ایجاد هماهنگی وتعادل بین میزان رشد جمعیت با اهداف برنامه های توسعه اجتماعی واقتصادی کشوروآهنگ رشد تولید ملی به گونه ای که اندازه جمعیت درحال و آینده ازحد معینی که با منابع و امکانات کشورتطابق دارد تجاوزنکند.

۲٫ بازتوزیع فضایی و جغرافیایی جمعیت با توجه به توان زیست محیطی مناطق مختلف ونیاز نسبی آنها به نیروی کار.

۳٫ اتخاذ تدابیرقانونی و اداری لازم برای کنترل و هدایت مهاجرتهای بین المللی به گونه ای که ازیک طرف عرصه کشورمورد تهاجم نیروی کارکشورهای دیگرواقع نشود و ازسوی دیگر مهاجرت اتباع کشوربه خارج ازنظم و سیاستی مناسب تبعیت کند.

جمعیت،مساحت وتراکم کشورهای جهان درسالهای ۱۹۵۰-۲۰۵۰ میلادی

نفردرکیلومترمربع

جمعیت در۲۰۵۰

نفردرکیلومترمربع

جمعیت در۱۹۵۰

مساحت

کشور

۱۴۶ ۱۳۹۲۳۰۷ ۵۸ ۵۵۴۷۶۰ ۹۵۶۱

چین

۴۸۵ ۱۵۹۲۷۰۴ ۱۰۹ ۳۵۷۵۶۱ ۳۲۸۷

هند

۴۲ ۳۹۴۹۷۶ ۱۷ ۱۵۷۸۱۳ ۹۳۷۳

امریکا

۱۴۹ ۲۸۴۶۴۰ ۴۲ ۷۹۵۳۸ ۱۹۰۵

اندونزی

۳۰ ۲۵۳۱۰۵ ۶ ۵۳۹۷۵ ۸۵۱۲

برزیل

۷ ۱۱۱۷۵۲ ۶ ۱۰۲۷۰۲ ۱۷۰۷۵

روسیه

۳۸۳ ۳۰۴۷۰۰ ۴۶ ۳۶۹۴۴ ۷۹۶

پاکستان

۲۹۷ ۱۱۲۱۹۸ ۲۲۱ ۸۳۶۲۵ ۳۷۸

ژاپن

۱۶۸۷ ۲۴۲۹۳۷ ۲۹۰ ۴۱۷۸۳ ۱۴۴

بنگلادش

۲۷۹ ۲۵۸۱۰۸ ۳۵ ۳۲۷۶۹ ۹۲۴

نیجریه

۷۱ ۱۳۹۰۱۵ ۲۹ ۲۷۷۳۷ ۱۹۵۸

مکزیک

۲۲۱ ۷۸۷۶۵ ۱۹۲ ۶۸۳۷۶ ۳۵۷

آلمان

۳۵۱ ۱۱۶۶۵۴ ۸۲ ۲۷۳۶۷ ۳۳۲

ویتنام

۴۲۴ ۱۲۷۰۶۸ ۶۷ ۱۹۹۹۶ ۳۰۰

فیلیپین

۶۲ ۱۰۱۹۴۴ ۱۰ ۱۶۹۱۳ ۱۶۴۸

ایران

برچسب‌ها


یک پاسخ بنویسید

*
۱۳۹۰ جهان دریک نگاه. wordpress themes .